بایگانی

Archive for the ‘=> دست نوشته ها..’ Category

ترانه هایی که می شود با آنها زندگی کرد

4 سپتامبر, 2009 5 دیدگاه

index_034در بحبوحه و آشفته بازار موسیقی این روزها که کسی برای شعر و ترانه ای که میخواند ذره ای اهمیت قائل نمی شود ،هنوزترانه هایی هستند که می شود  روی آنها برای زندگی کردن حساب کرد ، می شود به متن (لیریک) ترانه ای که خوانده می شود فکر کرد.

بیشتر بخوانید…

Advertisements

جبر کروموزموی

آدمی چقدر تکرار را دوست دارد و احساس آرامش می کند وقتی همه چیز روی یک روال باشد. خیالش راحت می شود که همه چیز روبه راه است. و احساس غریبی می کند وقتی تکراری نباشد. رفت و آمدی نباشد. به این فکر می کردم تنها دو اتفاق حیاتی است که فقط یکبار برای انسان اتفاق می افتد. و تکراری هم در آن نیست .تولد و مرگ..اما دقیقن همین دو اتفاق هستند که برایشان سالگرد می گیریم.و روی دور تکرار می اندازیمشان. کار بزرگی نکرده ایم آخر. یعنی اصلن کاری نکرده ایم.فقط کروموزم های دیوانه به هم چسبیدند و ما شدیم آقای XY.کاری از ما ساخته نبود حتا این احتمال هم وجود داشت که مثل آن چند هزارتای دیگر  از همدیگر خوششان نمی آمد.

26889-fullsize

این همه اختیار و آزادی ، که جشن نمی گیریم برایشان. .باشد! برای جبر روزگار ،جبر کروموزمی جشن میگیریم.

زادروزت گرامی ، آقای XY.

.

حتا اگر دست دیگری در کار بود

به جز تابع احتمال دانا و توانا

درخت سپیدار درون بیشه

و اینکه کلاغ تخمگذار است

فقط یک احتمال از نظم بود

شاید سپیدار خنگ هم می توانست فکر کند

عاشق شود

و یا دلنشینی غارغار کلاغ

محتمل ترین موجود می بود

امضا : سهیل رها

پ.ن. مرداد ماه تولد شخصیت ها ی ریز و درشتی است.اسامی آشنایی را میتوانید در لیست زیر بیابید.

محمود دولت‌آبادی (نویسنده ایرانی) ، علی حاتمی (کارگردان ایرانی) ، انوشیروان روحانی (آهنگساز ایرانی) ، عارف عارف‌کیا (خواننده ایرانی) ، امید (خواننده ایرانی) ، شقایق فراهانی (بازیگر ایرانی) ، حسن جوهرچی (بازیگر ایرانی) ، داریوش فرضیایی»عمو پورنگ» (بازیگر ایرانی) ، منیرو روانی‌پور (نویسنده ایرانی) ، امین تارخ (بازیگر ایرانی) ، پوپک گلدره (بازیگر ایرانی) ، رضا صادقی (خواننده ایرانی) ، مهدی مهدوی کیا (فوتبالیست ایرانی) ، محمد خانی (استاد اینترنت)،  داریوش ارجمند (بازیگر ایرانی) ، امین زندگانی (بازیگر ایرانی) ، آلدوس هاکسلی (نویسنده آمریکایی)، جورج والتر اسکات (نویسنده اسکاتلندی)، جان گالز ورثی (نویسنده آمریکایی)، جورج برنارد شاو (نویسنده انگلیسی)، دوروتی پارکر (نویسنده انگلیسی)، کارل گوستاو یونگ (روانشناس سوئیسی)، آلفرد هیچکاک (کارگردان انگلیسی)، موسیلینی (دیکتاتور ایتالیایی)، فیدل کاسترو (رهبر انقلابی کوبا)، ناپلئون بناپارت (پادشاه فرانسه) و لوسیل بال (کمدین آمریکایی) و سهیل رها (وبلاگ نویس ایرانی)

  • مطالعه مطالب مرتبط زیر هم پیشنهاد میشود:
  1. – پست تولدم در سال گذشته!
  2. –  فریب مادرانه
  3. مرد به ضمه
  4. گورکن

Writing…..Please wait!l

بعضی وقت ها خودکارم درد می گیرد. به این فکر میکنم که نوشته ای در جوهر خودکارم انتظار کاغذ میکشد. (سهیل رها)

25071-fullsize

ما بدهکاریم
به کسانی که صمیمانه ز ما پرسیدند
معذرت می‌خواهم، چندم مرداد است؟
و نگفتیم
چونکه مرداد گور عشق گل خون‌رنگ دل ما بوده‌ست

حسین پناهی / از دفتر ستاره‌ها

به بهانه دیدن دوباره fight club و رهایی از فیسبوک

4 ژوئیه, 2009 3 دیدگاه

fight-clubFight Club - Doppelganger

باید قبول کرد زندگی اگر نه همه اش که قسمت های مهم و کلیدی اش با اجبار است.برای مثال در شرایطی از زمان و مکان به دنیا می آیی که در انتخاب آنها سهمی نداشته ای. و همین شرایط تو را به مسیری می کشاند که به طور معمول اگر پیش بروی سهم اختیار تو درصدی از مسیر را هدایت می کند.و خواسته ناخواسته وارد روزمره هایی می شویم که شاید در ناخودآگاهمان پس زمینه هایی از ناراحتی نگرانی تشویش بر جای می گذارد.شب ها خوابمان نمی برد.روزها هم که صبح نشده شب اند.

fight-club_bob

گاهی حقیقتن سینه های گنده و مادرانه!ی باب را کم داریم تا بغل کنیم و بدون نگرانی از اینکه چه فکری می کند خود را از غصه ها خالی کنیم.

و این مطلب گاهی ما را به سمت خلق ایده آل های ذهنی می کشاند ولی شرایطی که درگیرشان هستیم  بازهم نمی گذاردمان. نمی توانیم حقیقتا همانی که می خواهیم بشویم مثل آنچه درفرجام  فیلم جاده انقلابی دیده می شود.

وقتی در دنیای حقیقی گرفتار می شویم.به فضای مجازی روی می آوریم.و غریزه ها و عقده های فروخفته مان را متولد می کنیم. این بچه را مدام پر وبال میدهیم .حتا گاهی ته دلمان با هم درگیر میشویم و همین به سمت چند شخصیتی شدن می کشاندمان. شخصیت مجازی مان که از عقده های شخصیت حقیقی- در برخورد های اجتماعی، سیاسی- تغذیه می کند رفته رفته رشد می کند و ما هم که رفته رفته از حقیقی بودنمان سرخورده تر وهمین عامل ساعت های زندگی مجازی را زیاد می کند و از حضورمان در در دنیای رئال می زنیم و می نشینیم پای اینترنت. و کم کم  من اینترنتی  دیگر مستقل می شود. ودر کشاکش این دو کشیده می شویم. تمام جل و پلاسمان را جمع می کنیم و به خانه مجازی جدید میبریم و آنجا عقده های فروخفته را بیدار می کنیم.

آنقدر در کش و قوس برنامه هایی که از این دو شخصیت طراحی میشود میمانیم که سرگیجه میگیریم.به تضاد میرسیم .حتا اگر سعی کنی خلاص شوی قانون هایی که خودت وضع کرده ای گریبان گیرت می شود و به قیمت مقطوع النسل شدنت تمام می شود! نیاز می شود از شر این تایلر خلاص شد حتا اگر به سمت خودت شلیک کنی.

stella_fightclub

تنها نسل آنهایی باقی مانده که در زندگیشان از میل جنسی برخوردار بوده اند...

شما گاهی به حریفی نیاز دارید چون مارلا .اما باور کنید نیازی نیست با او مثل باب صادق باشید که او باور نمی کند .و یا مثل تایلر با او یکه تازی کنید و جولان دهید روی آرمان ها و عقده ها که اصلن بودن او برای این منظور نیست.

کسی هست به ما شادی بیاموزد؟!

1 ژوئیه, 2009 ۱ دیدگاه

یادم نیست کی بود که اولین بار بهم گفت خیلی خندیدیم منتظر گریه بعدش باش.

بعد از اینکه در اکران جشنواره فجر به خاطر ترافیک نتونستم درباره الی را ببینم به خودم قول دادم به محض اکران در سینما ببینمش. فکر میکنم در حق اصغر فرهادی ستم شده.اون از دردسر های حضور در جشنواره اش ، اون از جلوگیری از اکران نوروزی اش ودر نهایت هم دقیق در بحبوحه قبل وبعد از انتخاب به روی پرده ها رفت.

Big-1387-12-38172121228171226247562481575786134117104160

خرس نقره جشنواره بین‌المللی فیلم برلین

استفاده مناسب از حرکت دوربین ،صدا،بازی خوب بازیگران همه وهمه دست به دست هم میدهد که اثرگذاری داستان فیلم بر مخاطب دوچندان شود.پارامتر هایی که به ندرت در فیلم های ایرانی یکجا جمع می شوند. فیلم بیننده را به حال خود وانمی گذارد و تا آخر درگیرانه به دنبال خود میکشاند.تا اینکه بوضوح صحنه پایانی گیر کردن ماشین در گل رامیتوان فهمید و تمام تلاشی که برای درآوردنش می شود.

index

خلاصه داستان را میتوانید از اینجا بخوانید و اگر از آن دسته هستید که فیلم را ندیده اید و هنوز هم سینما میروید! فیلمی است که دیدنش ارزش پیشنهاد شدن را دارد.

تاپیک ملموس و اجتماعی خانوادگی فیلم کار همزادپنداری را زیاد سخت نکرده است و به خاطر بازی قشنگ بازیگرانی چون شهاب حسینی ،گلشیفته ،مریلا زارعی،مهرانفر،ترانه علیدوستی و …  و کارگردانی اصغر فرهادی میتوان با تک تک نقش ها ارتباط نزدیک برقرار کرد و احساس و موقعیت لحظه به لحظه ی آنها در شادی، اضطراب ،غم را درک کرد.

علاوه بر تمام اینها نکته دیگری بعد از دیدن فیلم ذهنم را مشغول کرد.با تمام وجودی که داستان به خوبی پرورده و بازی شده اما ازینکه در ناخودآگاه ما ایرانی ها فرو میکنند که بعد از لحظات شاد شاد منتظر انفجار غم به بدترین حالت باشیم حس بدی دارم.مگر لحظات شادی که ما ایرانی ها برای خود می آفرینیم چقدر است که باید آن هم با ترس از انفجار بدبختی ها باشد.

پ.ن. درباره الی در imdb

غدد سرطانی..

29 ژوئن, 2009 3 دیدگاه

DSC01492

– آهای چرا جدی نمی گیری سرطان میگیری. نکش.این نوشته روی پاکت واین شش های  دوده زده ی  روش رو واسه تو زده ها.

ابروهایم را به هم گره میزنم.اعصابم را به هم ریزد وقتی نصیحتم میکند به ویژه با آن عشوه ها.

می اندازمش زیر پاهایم و تا آنجا که توان دارم فشار می دهم .

****

خوب شد ترکشان کردم.

دسته‌ها:=> دست نوشته ها.. برچسب‌ها: , ,

برقص به ضربان تند قلب من!

24 ژوئن, 2009 2 دیدگاه

لا لا،لا لالا لا، لا لا لا لا لا    لا لالا

با من برقص … شب و شهر آرام است. ازپنجره نسیم خنک روی صورتم می خزد. قلبم تند تند میزند. بی نظیری کوئن. میگذارم این آهنگ چندمین بار پخش شود. به هیچ چیزی فکر نمی کنم .فکر و خیالم لم داده روی گوشم .باز هم بخوان شاهکار است و بی نظیر.

Leonard Cohen – dance me to the end of love

پ. ن.

تا حالا  سایت لئونارد کوئن رو ندیده بودم.خواننده ی جالبیه .دوستش دارم.

این هم آلبوم ترانه های جدید که وبلاگ زیبای شب زنده ها گذاشته. حتمن دانلود کنید.