خانه > => دست نوشته ها.. > » حافظ، هزار سودا هزار سر!

» حافظ، هزار سودا هزار سر!


( یادداشتی بر پست حافظ، یک سودا هزار سر!)

نویسنده افتخاری : محسن صلاحی راد

در مورد کم و کیف تصحیح‌های متفاوتی که از دیوان حافظ در بازار هست، حرف و حدیث کم نیست! به نظرم بهترین کاری که تاکنون در زمینه‌ی نقد تصحیح‌های مختلف غزلیات حافظ صورت گرفته، کار استاد خرمشاهی باشه در پایان کتاب «حافظ» از انتشارات طرح نو که نسبتاً با اشرافی کم‌نظیر به پست و بلند کار هر کس نظر داشته و اونجا در مورد کار سطح پایین و درواقع بازی حضرت شاملو ـــ که بی‌شک از بزرگان شعر و ادب فارسی محسوبه و آدمی‌ست جامع‌الاطراف ـــ سخن‌سنجی کرده… البته باید بگم که کار کوچک شاملوی بزرگ، صرفاً از دو جهت: یکی از نظر شناخت بوطیقای شعر شاملو، و دیگر از دیدگاه تاریخ هرمنوتیک در قرائت شعر قدما، باید مورد توجه قرار بگیره ـــ مخصوصاً که خود شاملو زمانی که دکتر پورنامداریان با شیوه‌ای قابل احترام یکی از شعرهاشو تفسیر می‌کنه، واکنش تندی نشون می‌ده که «این آدم شعر منو اشتباه فهمیده و…» توجه می‌کنین که خودش با هرمنوتیک مدرن که هرگونه معنای نهایی و مدنظر مؤلف رو نفی می‌کنه، مشکل داشته و این نکته‌ی مهمی‌ست!

فاما چاپی که استاد درجه‌ی اول عرصه‌ی سینمای مستند ایران و جهان، حضرت آقای کیارستمی، از ابیات حافظ منتشر کرده… آقا شما برو فیلمتو بساز… نمی‌دونم چه طور می‌شه که این شخص درین آشفته‌بازار کتاب و کتابخوانی و به‌ویژه درین زمانه ـــ که حتی یک کار ساختاری و تحقیقی در زمینه‌ی تصحیح متون، جز از دسترنج معدودی جانسوز ادب‌آموز، نمی‌بینیم ـــ با یک شیوه‌ی رندانه وارد عمل می‌شه و ابیات حافظ رو پاره‌پاره می‌کنه تا به ظاهر به حس دیگری از اون ابیات برسه و در باطن یه ماهی چندمیلیونی از آب گل‌آلود زمانه صید کنه که از دُم تا سرش فرجه… و جوونای ساده‌ی این مملکت که هنوز یه شعر حافظ رو هم نمی‌تونن از رو بی‌لکنت و غلط بخونن، با هیجانی عجیب و سرشار از بلاهت و ناآگاهی هجوم می‌برن به این کتاب و با فخری روشنفکرانه می‌خرنش!

بله دیگه: کتاب یه اهل ادبیات که پدر و پدرجدش دراومده تا هزاران‌هزار صفحه کتاب خونده و تحقیق کرده و از نان شبش زده تا بلکه بتونه برا تصحیح یه بیت از یه شعر حافظ به نسخه‌های بیشتری دسترسی پیدا کنه، باید بمونه گوشه‌ی کتابفروشی‌ها، و تصحیح (؟) شاملوی عزیز که نتونسته حتی شعر سلمان ساوجی رو از حافظ تمیز بده، باید تیراژش برسه به بالای ده‌هزار نسخه… جداً به قول حضرت آقای شاملو: روزگار غریبی‌ست نازنین!


پی‌نوشت: برای آشنایی مختصر با مقدمات تصحیح یه متن، خوبه که یه سر هم به «راهنمای تصحیح متون» نوشته‌ی استاد جویا جهانبخش بزنید. برای دریافت کتاب الکترونیکی آن اینجا کلیک کنید.

دانلود مقدمه حافظ شیراز شاملو که از زمان انتشار سانسور شده است.

Advertisements
  1. سلماني
    25 اوت, 2008 در 5:30 ب.ظ.

    سلام آقاي رها. آقا ,رهايي چطوره؟من فكر ميكنم خيلي رهام!به نظرت رهايي زياد آدمو ول نميكنه! ؟
    در همون راستاي قبلي , خيلي شاعرتر شدي آ،اونم بابا طاهريش.خيلي خوب بود شعرت.من حال كردم،قشنگ تموم كرديش(نرو شاعر هنوزم حرف داره،نذار شعر خنجر جون شه عزیزم رو مي گم اين آقاي محسن صلاحي همون محسن صلاحي خودمونه؟تبريز و اينا؟
    به زودي مي بينمت،ايشالله

    مردمک:
    سلام آقای آلبر. نفسی هست ممد حیات که در آن دو شکر واجب! فقط مشکل اینه نمی دونیم کیو شکر کنیم…
    ممنون از اینکه به مردمک سر زدی و به کیبورد دست زدی و به ما کامنت زدی!
    بله محسن جان صلاحی متعلق به همه است. لینکشو تو وبلاگ گذاشتم.
    در مورد رهایی! فقط هدف رو ول نکن و باقی همه وسیله است.
    برای دیدارت دعای فرج می خونم.

  2. 29 اوت, 2008 در 9:26 ب.ظ.

    پیرامون مطلب گلشیفته و لئوناردو دیکاپریو کامنت گذاشتی که :
    سلام
    خوشحال ام از اینکه امانت در نوشته ها در وبلاگستان یه اخلاق عمومی می شود.
    ممنون از رفرنس دادن به مطلب.
    شاد و سر زنده باشی
    سهیل پاسخ شما :
    سلام دوست من … راستش اگر براي مطالبي كه خودت مي نويسي و از قلم خودت بلند ميشه ارزش قائل باشي مطمئنن براي حاصل زحمت ديگران هم همين ارزش رو قائل ميشي . چون شخصي نويسي مي كنم و مطالب خودم رو در وبلاگ مي ذارم .هر گاه مطلب غير رو مي بينم و مي خوام انتشار بدم براي اينكه با مطالب خودم متمايز باشه حتما امانت رو رعايت مي كنم و البته كار صواب هم همين است .
    آدميزاد را از هر چه منع كردند حريص تر شد . لطفا پسورد را براي مطلب بعدي محبت كن . . شاد باشي

    مردمک:
    و ممنون که روی کامنت ها هم حساسیت به خرج دادین. از حرص و آز پیوسته به دور باش دوست من. یک ایمیل به من بزن تا برایت بفرستم!

  3. وحید
    4 سپتامبر, 2008 در 7:07 ق.ظ.

    سلام! خواندیم و لذت بردیم و نقدی زدیم! نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟
    این که کار جناب کیارستمی را تلویحا در زمره تصحیح متن قرار داده اید فکر میکنم درست نیست. طبعا اگر این جور نباشد نیاز به مقایسه این کار با سایر تصحیح ها نمی افتد تا به داوری کم و کیف آن بپردازیم
    دوم اینکه همین استاد خرمشاهی که من نیز چون شما کتاب حافظ/طرح نو ایشان را می ستایم و بدیهی است از استادان مسلم حافظ شناسی است بر کتاب کیارستمی مقدمه ای تجلیل گر نوشته و نوع نگاه ایشان را ستوده و اعلام کرده که پس از پنجاه سال تا کنون حافظ را از این دید ننگریسته بودم! تو خود حدیث مفصل بخوان
    سوم اینکه به هرحال مسلم است که شهرت ایشان در فروش کتاب بسیار موثر افتاده و این طبیعی است. منتها این که صرفا هدف جناب کیارستمی را سودای سود! بدانیم کمی بدبینانه باشد. به علاوه این که به هرحال انگیزه هرچه باشد بهتر است به انگیخته نگریست
    و اینکه جوانان این مملکت دانسته و ندانسته به سراغ این کتاب میروند را میشود به فال نیک هم گرفت. شاید آغازی باشد بر تلاشی برای شناخت حافظ
    این که شاید استاد مسلم ادبیات کتابش فروش نکند البته درد همه است! اما به هرحال پدیده شهرت هست و نه به کیارستمی و نه به کس دیگر مربوط نیست
    همان طور که اشاره کرده اید کار کیارستمی و شاملو را باید از جانب هرمنوتیک نگریست. به هرحال این هم شیوه ای برای مواجهه با متن است. حافظ کیارستمی نگاهی مطلقا مدرن به حافظ است. حتی جالب است که بخش در مدحت معشوق آن بسیار زمینی است! مثلا این مصرع انتخاب شده «می دو ساله و دختر چهارده ساله» نگاهی مدرن و زمینی به حافظ چیزی بود که خلا آن احساس میشد و همین است که جناب خرمشاهی میگوید من پنجاه سال است این جور ندیده بودم
    کیارستمی طبعا ادیب نیست و حتی تصحیح مصراع ها را به جناب خرمشاهی واگذار کرده. با این وجود هنوز هم چند غلط تایپی و … در آن دیده میشود. اما این کار، چیزی بود که تاحال هیچ ادیبی به سراغش نرفته بود

    مردمک :
    سلام! با تشکر از هزینه زمانی که در مردمک داشته اید. مطالبی که مطرح کردید و مطلبی که در این دو پست مردمک آورده شد زوایای دید متفاوتی نسبت به مبحث ارایه می دهند . همیشه نگاه رئال و ایده آل نه در ادبیات که در تمامی زمینه ها بحث آفرین بوده است.
    من به شخصه نگاه ترکیبی بر پایه رئالیسم را ترجیح می دهم . واقعیت این است که کیارستمی و شاملو کاری کرده اند در خور نیاز مخاطب.و لزومن سودای سود نبوده. اما از حقیقت بحث نیز نباید غافل ماند.باید حقیقت را پاسداری نمود و سعی بر همسو کردن واقعیت نیاز روز مخاطب و حقیقت حافظ داشت.

  4. 29 ژانویه, 2009 در 1:03 ب.ظ.

    اولین و بزرگترین مسابقه شوالیه ههی سیاه در ایران
    http://www.tarheno.info

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: