خانه > => دست نوشته ها.. > از دایره ها باید گریخت… ( این نوشته ارزش خواندن ندارد)

از دایره ها باید گریخت… ( این نوشته ارزش خواندن ندارد)


تصورم بر این بود که وقتی حرف برای گفتن داشته باشیم وقتی موضوعی جدید و یا حتا قدیم فکر را مشغول خودش کند امکان ندارد که ساکت باشیم.امکان ندارد کلام خاموش شود چه رسد که دردمندی و تلاطم افکار، مرداب ساکنی شود.تجربه نکرده بودم.تجربه.
هنوز هم تجربه می کنم.کمی نگران کننده است.تجربه های مختلف شیرین و تلخ ، همچنان ادامه دارد و نه تنها گریزی از آنها نیست که خواستنی است. زمانی می رسد که دائره ی افکار، دایره 360 درجه ای می شود..ذهن مشتاق جریان می یابد در این باریکه ی دایره وار. آنقدر سریع که هر آن که بنگری انگار در یک نقطه ای .انگار در یک نقطه ایستاده ای.
هر چه سریعتر به جلو می روی این تصور نگران کننده بیشتر می شود.
تا آنجا که تمامی قوانین صادقه بر زندگی ات تا کنون در هم و بر هم می شوند. سردرگمی از جنس جدیدی خودش را نشان می دهد. حتا اگر زیرکی به خرج دهی و به ناظری در مرکز دایره تبدیل شوی. افکار در هم پیچیده ات را می بینی که دور تا دور سرت در آن واحد همه یکجا هستند.سربسته سخن می رانی .نظیر اکنون.
خاطره گذشته و امید و آرزو های آینده در هم می پیچد و رخت عوض می کند. به تبع آن خشم و عشق . تنفر و آرزو. آنقدر حرف داری که در ترافیک فکری ات ساکت می مانی.اما ساکن نه. مدام به یک جا کوچ می کنی .
خیلی عجیب است این تجربه. باور کن.تمام عمر از چیزی متنفر باشی و مدام واهمه داشتنش را داشته باشی و اکنون آرزویت باشد.سرکنجبین ها صفرا فزود. حتا دیگر جاذبه هم صادق نیست. دیگر سیب ها از بالا به پایین نمی افتند.
هنوز نقطه امیدی هست.تمام عمر در پی راهکاریم.برای رویارویی با زندگی. عجیب است. تا اکنون بر این باور بودم. گرچه راه یک است ، چون رهرو زیاد است پس راهکار نیز هم یکی نیست. تجربه قشنگی است.اکنون نیک بنگریم . برای هر کس هم راهکار یکی نیست.
راهکار من این است.اسیر دایره ماندن ، بطالت است و تباهی .مگر قرار است چند سال دیگر از زندگی لذت ببریم. تا به دایره رسیدیم باید رها کرد .گریخت.راه مستقیم است. مسیر جدید باید یافت و لذت برد .راه هست همیشه هست . و شاید راهکار ها نا کارآمدند و در هم می پیچند.

Advertisements
دسته‌ها:=> دست نوشته ها..
  1. سلماني
    3 اوت, 2008 در 11:33 ب.ظ.

    گيج شديم رفت؛خداييش اين چيه نوشتي:دايره و جريان و سيب و نيوتن و…….بسي فلسفيده بودي!!
    الان يه شعر قشنگ خوندم برات ميذارم؛حالشو ببر!!

    نکته ها رفت و شکایت کس نکرد…جانب حرمت فرو نگذاشتیم

    هیچ کس اشکی برای ما نریخت

    هرکه با ما بود ازما میگریخت

    چند روزیست حالم دیدنیست

    حال من از این وآن پرسیدنیست

    گاه بر روی زمین زل میزنم

    گاه بر حافظ تفأل میزنم

    حافظ دیوانه فالم را گرفت

    یک غزل آمد که حالم را گرفت

    ما زیاران چشم یاری داشتیم ……خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم .

    پاسخ مردمک:
    شعر خیلی قشنگیه. ممنون که لذت خوندنشو تقسیم کردی بین من وتو.
    عزیزم همیشه که تو نیستی. گاهی منی هم هست.مخصوصن الان که نیستی. الان که تو ، او شده ای.
    شخصیت های داستان عوض شده. انتظار داری نوشته همیشه مفهومی به دنبال داشته باشه.؟؟!

  2. oos amin
    11 اوت, 2008 در 1:53 ب.ظ.

    یکی میگفت «تو باید مستقیم بری به کوچه های بن بست چی کار داری؟

    سر بزن به کوی بن بست

    ولی نشین برو»

    هنوز دربارۀ حرفش نظری ندارم

    ولی یک چیزی هست

    می خور که سر به گوش من آورد چنگ و گفت
    خوش بگذران و بشنو ازین پیر منحنی

    مردمک:
    (اول اینکه آدرس page خودتو برام بذار لینک بدم.)
    امین جان دو جمله متناقض گفتی. در ادامه گفته هات یه خاطره بگم. وقتی در دبیرستان فیزیک 1 نور رو خط مستقیمی در نظر می گرفتیم .بعد که در الکترومغناطیس فهمیدیم که نور امواج الکترومغناطیسه. یادمه از معلمم پرسیدم بالاخره نور کدومه. جواب داد که مسلمن نور نه اینه و نه اون. اما فعلن ما وقتی که آزمایش یانگ را در نظر بگیریم موج است و وقتی …. خطی است. جمله شما منو یاده این انداخت آخه با وجود تناقضش برام خیلی جذابند و زندگیم دقیقن گاهی این است و گاه آن ..
    پست بعدی را تو جرقه زدی .دوستت دارم.

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: