غدد سرطانی..

- آهای چرا جدی نمی گیری سرطان میگیری. نکش.این نوشته روی پاکت واین شش های دوده زده ی روش رو واسه تو زده ها.
ابروهایم را به هم گره میزنم.اعصابم را به هم ریزد وقتی نصیحتم میکند به ویژه با آن عشوه ها.
می اندازمش زیر پاهایم و تا آنجا که توان دارم فشار می دهم .
****
خوب شد ترکشان کردم.
Categories: => دست نوشته ها..
ترک, سیگار, سرطان


به قول یه بزرگی، دیگه نمیکشم… یعنی تازه فندک گرفتم دیگه کبریت نمیکشم!
مردمک:
بچرخ تا بچرخیم بکش تا بکشیم( هم به کسره هم به ضمه)
یادم رفت بگم… رنگ و روی نو مبارک! خیلی قشنگ شده!
مردمک:
سبز باشی عزیزم!
هر عشوه ایی یک هدفی داره، اگه که کار کرده و باعث شده که اون سیگار بره زیر پا به جای توی دهان ، باید قدر اون عشوه رو بدونی
البته هیچ بایدی نیست، فقط اینکه قدرشو بدون…
مردمک:
و ما به هر عشوه ای بها نمی دهیم یو نو؟!
و من هر دو شان را ترک کردم!