4 اکتبر, 2008 با سهيل رها
«به پری لحظه ای که دزدکی و شاعرانه می خندد»
منجی مرا ناجی صدا کرد
و من عاشقش شدم
دخترک مغرور به شکل علامت سوال.
زربافت با خنده ی ابریشمی
جشن گرفت و هدیه داد
- در یک روز بی مناسبت
دور از آلایش
با هزار شیطنت -
نشان خاک خورده عشق سالیانش را
که معصومانه
از ناکجای گنجه ی اتاقش بیرون کشیده بود
گیرم نمی دانست
که بعد از مرگ کنفسیوس
سوگند خورده ام
که دیگر شمع روشن نکنم
و آواز پرواز پروانه ای را خاموش.
گیرم نمی دانست
که آتش پرستم
و ترک کرده ام پاکی ام را
آتشکده ی مالیخولیایی روی انگشتانم را
تا باز دین تازه ای دریابم.
انگار در تواتر است این نقل
که زنان
این لشکر سفید پوش موبلند
که شمشیر از پشت بسته اند
دین برادرانه ی خویش را
هدیه وار تحمیل می کنند.
مرا اندکی دریاب
و شاهبیت غزلم شو
تا برایت غزلی شاهانه بسرایم
ای فاتح جنگ صلیبی چشمان
در پس لبخند ماهرانه ات
لشکر کشیده ای که فتحم کنی
ای آنکه آتشکده خاموش می کنی
تو جامی و قدح .
تو دُردی و مستی و آغوش و گناه و چشم هرزه ی منی
گاهی خود منی
ساحره، مسحور سحر کرده ای مرا
اکنون که در خاطرم نشسته ای
خاطرات را تو رقم می زنی نه من
من این هزار صفحه ،سهواً نوشته ام
دیکتاتور فقید
فتوا بده حرام کرده ام
ارسال شده در => آهنگين نوشتهها!, => داستان نوشته ها!, از اين اجتماع ...., رها نوشت(ادبي).. | 2 Comments »
22 سپتامبر, 2008 با سهيل رها

مرد، بیچاره آدم نمی شود
تا شعر برایش نسازم نمی شود
عاشق که می شود برایش و زن
آرامش خیالی فراهم نمی شود
این حرف بر یقین ایستاده است
دیگر گرفتار شک دمادم نمی شود
آری به تعداد مردان حصار هست
تو نازکی!،میله ها خم نمی شود
تا رنگ عشق ز چشمان زدوده ام
فکر «تمام خواهی» ات دچارم نمی شود
این حرف را هزار بار گفته ام
عشقت به من یکبار چرا کم نمی شود
ارسال شده در => آهنگين نوشتهها!, از اين اجتماع ...., رها نوشت(ادبي).. | Tagged زندان ،عشق ، تمامیت خواهی ،مرد | 1 نظر »
22 سپتامبر, 2008 با سهيل رها
مرد خوابید ، باز هم خوابش نبرد
باز هم رامش به چشمانش بمُرد
باز هم آتش گرفت سیگار و دود
این فضای خالی تو ،زیر این حجم سترگ
باز هم دیوانه شد شعری سرود
باز هم جسم نحیف خویش را
دست این دود و خیال تو سپرد
خاطرات سوخته از عشق تو
حلقه زد دور سرش چون رقص کُرد
مرد تنها،او که مخمور تو بود
سرکشید تنهایی اش را همچو دُرد
زندگی ،کاغذ قلم،شعر و سرود
تند تند دار و ندارش را شمرد
خاطرات تو که دست بردار نیست
حرفها را با تب بسیار خورد
یاد تو افتاد پایش سست شد
یک به یک دارای اش را باد برد
ریسمان لحظه ها با ضربه ای
حنجر بیداری اش را چون فشرد
در میان اشک و آه و خاطره
نیست پیدا مرد خوابید یا که مُرد
ارسال شده در => آهنگين نوشتهها!, رها نوشت(ادبي).. | 2 Comments »
15 سپتامبر, 2008 با سهيل رها

شعری برایش بساز!
اگر پول داشتم رفیق
من عاشق بودم هنوز.
ارسال شده در => آهنگين نوشتهها!, از اين اجتماع .... | Tagged پول،عشق،شعر | بدون نظر »
27 آگوست, 2008 با سهيل رها
ارسال شده در => داستان نوشته ها! | برای نمایش دیدگاهها رمز را بنویسید.
24 آگوست, 2008 با سهيل رها
( یادداشتی بر پست حافظ، یک سودا هزار سر!)
نویسنده افتخاری : محسن صلاحی راد
در مورد کم و کیف تصحیحهای متفاوتی که از دیوان حافظ در بازار هست، حرف و حدیث کم نیست! به نظرم بهترین کاری که تاکنون در زمینهی نقد تصحیحهای مختلف غزلیات حافظ صورت گرفته، کار استاد خرمشاهی باشه در پایان کتاب “حافظ” از انتشارات طرح نو که نسبتاً با اشرافی کمنظیر به پست و بلند کار هر کس نظر داشته و اونجا در مورد کار سطح پایین و درواقع بازی حضرت شاملو ـــ که بیشک از بزرگان شعر و ادب فارسی محسوبه و آدمیست جامعالاطراف ـــ سخنسنجی کرده… البته باید بگم که کار کوچک شاملوی بزرگ، صرفاً از دو جهت: یکی از نظر شناخت بوطیقای شعر شاملو، و دیگر از دیدگاه تاریخ هرمنوتیک در قرائت شعر قدما، باید مورد توجه قرار بگیره ـــ مخصوصاً که خود شاملو زمانی که دکتر پورنامداریان با شیوهای قابل احترام یکی از شعرهاشو تفسیر میکنه، واکنش تندی نشون میده که «این آدم شعر منو اشتباه فهمیده و…» توجه میکنین که خودش با هرمنوتیک مدرن که هرگونه معنای نهایی و مدنظر مؤلف رو نفی میکنه، مشکل داشته و این نکتهی مهمیست!
به خواندن ادامه دهید »
ارسال شده در ادبيات شعرآلود | Tagged حافظ،شاملو،تصحیح شعر،کیارستم | 3 Comments »
24 آگوست, 2008 با سهيل رها

پرچم زمان کورورش کبیر(559سال پیش ازمیلاد)

درفش کاویانی
برای دیدن سیر کامل تحول پرچم ایران روی ادامه مطلب کلیک کنید.
به خواندن ادامه دهید »
ارسال شده در => تفسير تصوير, روزمره گي و نه روزمرگي! | Tagged پرچم،ایران،تاریخ،درفش کاویان | 1 نظر »
22 آگوست, 2008 با سهيل رها

نموندي درد ،درمون شه عزيزم
چقد دستم به دامون شه عزيزم
جدايي جونمو ميگيره ازمن
نذار اين جسم بي جون شه عزيزم
جدايي عين نفرين خدايي
گذاشتي عشق نفرين شه عزيزم
زبس بيخانمان كينه توزند
نذاشتند عشق، سامون شه عزيزم
يه جور گفتند ستاره با سهيله
كه باز اين دل پر از خون شه عزيزم
توي اسطوره ها انگار نخوندند
كه ليلي عشق مجنون شه عزيزم
بهار زندگي بي عشق زرده
نذار اين فصل، هامون شه عزيزم
بري ساقي ازين ميخونه مي ره
نذاشتند مي به پيمون شه عزيزم
نرو شاعر هنوزم حرف داره
نذار شعر خنجر جون شه عزيزم
…..
…
..
.
soheil raha
ارسال شده در => آهنگين نوشتهها! | 1 نظر »
22 آگوست, 2008 با سهيل رها
گلشیفته فراهانی به همراه لئوناردو دیکاپریو در اسکرین شاتی از تریلر فیلم مجموعه دروغها

گلشیفته فراهانی در پی بازی در فیلم مجموعه دروغ ها، وقتی که میخواست روز سهشنبه 29 مرداد 1387 ایران را برای بررسی پیشنهاد دیگری برای بازی در فیلمی آمریکایی ترک کند، ممنوع الخروج شد و موفق به ترک کشور نشد. این خبر را از خبرگزاری ایرنا و بی بی سی دنبال کنید.
مجموعه دروغها (به انگلیسی: Body of Lies) یک فیلم نزدیک به اکران آمریکائیست که بر اساس رمانی به همین نام توسط دیوید ایگانتیوس نگاشته شدهاست. این فیلم در ارتباط با تروریسم ساخته شدهاست و موضوع فیلم نسبت به رمان دارای اضافاتی است. این فیلم داستان یک مامور سی آی ای بهنام راجر فریس که در جستجوی یافتن یکی از سران القاعده راهی اردن میشود.گلشیفته فراهانی، در فیلم نقش پرستاری به نام «عایشه» را بازی میکند. حضور وی در فیلم بر طبق موازین خاص حقوقی ایران بوده و او در فیلم با حجاب اسلامی حاضر شدهاست.
این فیلم روز جمعه 10 اکتبر 2008 برابر با 19 مهرماه سال 1387 در سينماهاي امريکا و انگلستان نمایش داده مي شود.فیلم مجموعه دروغ ها به علت خشونت بیش از حد و برخی صحنههای شکنجه درجه R گرفتهاست.
برای اطلاعات بیشتر راجع به فیلم body of lies به سایت imdb یا allmovie و دانشنامه ویکی پدیا رجوع کنید. در این زمینه روزنامه اعتماد هم مطلب جامع و مانعی نوشته است .بخوانید.
تریلر فیلم را از سایت خود فیلم ببینید.
ویکی پدیا: از گلشیفته فراهانی بیشتر بخوانید.
ارسال شده در => تفسير تصوير, از اين اجتماع .... | Tagged گلشیفته فراهانی،هالیوود،سینم | بدون نظر »
22 آگوست, 2008 با سهيل رها
پادکست چيزي شبيه يک شوي تلويزيوني است که با فرمت صدا منتشر ميشود و شايد يک وبلاگ است که با فرمت صدا ايجاد ميشه و نه بصورت متن. پادکست ها نيز مانند وبلاگ ها داراي موضوعات مختلفي هستند . ورزشي ، علمي ، تاريخي ،طنز ، خبري و غيره .
چيزي که در مورد پادکست ها جالب است حالت صوتي آن ها است که علاوه بر دارابودن جذابيت شنيداري شما را قادر ميسازد تا آن را روي کامپوتر خود دانلود کنيد و بعدا آن را روي PC و يا MP3-player خود گوش کنيد. وقتي شما صداي شخص گوينده را به جاي فونت هاي کامپيوتر ميشنويد ، حس نزديک تري نسبت به گوينده پادکست داريد که در متون يک وبلاگ به راحتي حس نميشود. همين موضوع باعث رشد سرويس هاي بزرگي شده است که به شما پادکست رايگان ميدهند.
سرويس هاي رايگان پادکست :
پرشين کست
: اولين سرويس پادکست فارسي است که علاوه بر يک وبلاگ جمع و جور، يک پادکست نيز به شما ميدهد که فايل هاي صوتي گفتارهاي خود را درآن آپلود کنيد و ديگران علاوه بر ديدن متن وبلاگ شما ، صداي شما را نيز بشنوند .
شما ميتوانيد براي صداي پس زمينه پادکست خود از موسيقي هاي ملايم استفاده کنيد تا پادکست جذاب تري داشته باشيد.

به خواندن ادامه دهید »
ارسال شده در => اينترنت ، كامپيوتر... | Tagged padcast, پادکست،پرشین کست،persiancast | بدون نظر »